بيانيه تحليلي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت درباره وقايع اخير در دانشگاههاي کشور
شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در بيانيه تحليلي به بررسي وقايع اخير دانشگاههاي كشور پرداخت...
شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در بيانيه تحليلي به بررسي وقايع اخير دانشگاههاي كشور پرداخت.
به گزارش "ايلنا"، بخشي از متن اين بيانيه به شرح زير است: نهاد دانشگاه از ديرباز همواره به عنوان محلي براي رشد و پرورش روشنفكران، دگرانديشان و تحولخواهان هدف برخورد و سركوب دو جريان عمده بوده است؛ جريان اول تجددستيزان سنتپرستي بودهاند كه با هر پديده جديد و مدرني به مخالفت ميپردازند و حيات خود را در عقبمانده نگاهداشتن جامعه و تداوم شيوههاي قديمي زيست ميجويند. جريان ديگر حاكمان اقتدارگرايي هستند كه با يك تضاد بنيادين در مواجهه با دانشگاه روبرو هستند. آنها از سويي به متخصصان پرورشيافته در دانشگاه براي اداره جامعه نياز دارند و از سوي ديگر از كاركرد آگاهيبخشي و روشنگري دانشگاه كه ميتواند به سست شدن پايههاي قدرت بيحساب و كتاب آنها منجر شود، در هراس هستند. پيوند اين دو جريان كه دشمني با استقلال دانشگاه را پيشه خود ساختهاند، در سالهاي اخير موجب هجمه وسيع عليه اساتيد، دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي مستقل شده است؛ هجمهاي كه هدف آن از بين بردن استقلال دانشگاه و تلاشي جهت كنترل دانشگاهها توسط دو جريان فوق است.
نگاهي به وقايع اخير
هنوز اندكي از آغاز سال نو نگذشته بود كه شاهد هجوم بيسابقه به دانشگاه مازندران و بازداشت 15 نفر از دانشجويان اين دانشگاه بوديم. هر چند اين هجوم با مقاومت دانشجويان مازندران و اتحاد فعالان دانشجويي سراسر كشور درهم شكسته شد اما پس از آن نيز ساير دانشگاههاي كشورهاي از جمله شيراز، لرستان، زنجان، علامه و... به تناوب و در ابعاد مختلف طعم اين برخوردها را چشيدند. احضار بيش از 200 تن از دانشجويان به كميتههاي انضباطي يا صدور احكام سنگين در كمتر از يك ماه، بازداشت 29 دانشجو كه هشت تن از آنها همچنان در زندان هستند، تعطيلي 17 نشريه دانشجويي و ايجاد مشكل براي پنج نهاد دانشجويي گوشهاي از برخوردهاي صورتگرفته با دانشگاهيان در روزهاي گذشته بود و در نهايت نيز پروژهاي خاص براي دانشگاه اميركبير طراحي شد؛ دانشگاهي كه به دليل ايستادگي كمنظير دانشجويان آن هميشه مايه مباهات فعالان دانشجويي بوده است. جعل چند نشريه دانشجويي و انتشار آنها با مطالبي موهن آغاز پروژهاي امنيتي بود كه با هدف خاموشي دانشگاههاي سراسر كشور طراحي شده بود. در شرايطي كه مديران مسؤول اين نشريات بر عدم دخالت خود در انتشار اين مطالب تأكيد ميكردند، شركتكنندگان در تجمعات هماهنگشده از سوي نهادهاي نظامي و شبهنظامي همراه با پشتيباني رسانهاي و حمايت مديران وزارت علوم خواستار انقلاب فرهنگي دوم شدند. لذا با توجه به اين حوادث به نظر ميرسد طراحان اين هجوم هماهنگ به دانشگاههاي كشور در درجه اول تلاش ميكنند كه اصليترين مشخصه دانشگاه كه همان روحيه نقادي است را از بين ببرند و در اين راه اقدامات زير را در دستور كار خويش قرار دادهاند:
1- تعطيلي تشكلهاي منتقد:
اقتدارگرايان پايان دادن به حيات انجمنهاي اسلامي به عنوان يكي از اصليترين تشكلهاي منتقد در دانشگاهها و همچنين ايجاد مشكل براي شوراهاي صنفي، كانونهاي فرهنگي و علمي و نشريات دانشجويي منتقد و مستقل را در دستور كار خويش قرار دادهاند. در اين راستا جلوگيري از برگزاري انتخابات انجمنهاي اسلامي با توسل به بهانههاي واهي از جمله اقدامات صورتگرفته در جهت رسيدن به اين هدف است. اقداماتي كه تبلور آن را ميشود در دانشگاههاي اميركبير، علامه و همدان ديد. نكته جالب اين است كه مسؤولان وزارت علوم در اين راه حتي قوانين موجود را نيز ناديده ميگيرند. قوانيني كه خود به حربهاي براي سركوب دانشجويان بدل شده است و متاسفانه ميراث دوران اصلاحطلبان در شوراي انقلاب فرهنگي است اما ولع اصولگرايان براي برخورد با دانشجويان به حدي است كه حتي اين قوانين نيز آنها را خشنود نميسازد. خوشبختانه اين اقدامات تاكنون با جديت دانشجويان با شكست مواجه شده و روسياهي آن تنها براي كساني مانده كه فيلم برخوردهاي غيرقانوني و غيراخلاقي آنها با دانشجويان منتشر شده و موجبات انزجار افكار عمومي را فراهم آورده است.
2- كنار گذاشتن اساتيد مستقل و دگرانديش:
بيشك يكي از اهداف اصلي اين اقدامات كنار گذاشتن اساتيدي است كه در درجه نخست شرافت علمي و اخلاقي خويش را حفظ كردهاند و با ايمان به نقش روشنگر خود حاضر نيستند چشم خود را بر اشتباهات حاكمان ببندند. جريانسازي پيرامون مسألهاي كوچك در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران براي تعميم خواستههاي طراحان پروژه سركوب، به اساتيد صورت گرفت تا روند محروميت اساتيد مستقل از تدريس در قالبهايي چون بازنشسته كردن اجباري، عدم تمديد قرارداد و ... سير صعودي بگيرد.
3- ايجاد هراس عمومي:
طراحان پروژه سركوب دانشگاه كه مومن به سياست "النصر بالرعب" هستند، معتقدند كه با اين محدوديتها و برخوردها نهتنها دانشگاه را از وجود افراد ناراضي خالي ميكنند بلكه ديگران نيز حساب خود را كرده و با خودسانسوري، در ميان خطوط قرمز تعيينشده از سوي آنها محصور شده و كوچكترين فرصتي براي تحرك نخواهند داشت.
طراحان و مجريان سياست سركوب:
بررسي روند حوادث رخداده در دانشگاههاي كشور نشان از عزم و اراده جدي بخش كوچكي از اصولگرايان براي برخورد سركوبگرايانه با دانشگاه دارد. در واقع هر چند بسياري از اصولگرايان و نيروهاي نظامي و شبهنظامي نزديك به آنها خواهان ايجاد دانشگاهي فرمانبردارند اما همگي اين نيروها با اين بخش كوچك در اين پروژه همراه نشدند و اين گروه كوچك هنوز موفق به بسيج همه حاكميت در پشت پروژهاي كه به تنهايي طراحي كرده، نشده است. اين پروژه آنچنان نخنما و تكراري بود كه همراهي مراجع تقليد، احزاب، فعالان سياسي اصولگرا و ائمه جمعه با اين جريان در حوادث دانشگاه را در پي نداشت.
به نظر ميرسد طراحان اصلي اين پروژه, مشاوران جوان تازه به خدمت گرفتهشده باشند كه با همكاري وزارت علوم و كمك برخي نهادهاي امنيتي با نگاهي سادهانديشانه تصميم گرفتهاند كاري را عملي كنند (خاموشي دانشگاه) كه پيش از اين بسياري ديگر از عهده آن بر نيامده بودند. در اين راه مشاوران جوان كه خود فارغالتحصيل سالهاي اخيرند و كينهاي عميق از شكلگيري جرياني مستقل در دانشگاهها به دل دارند، نقش هماهنگكننده و رابط با تشكلهاي دولتساخته را نيز برگرفته و در كميتههاي انضباطي و حراست به عنوان بازوي اجرايي به ياري طلبيدهاند. بازوي قضايي اين گروه نيز مطابق ساليان اخير كسي نيست جز همان قاضي كه سابقهاي طولاني در تعطيلي مطبوعات و بازداشت منتقدان و صدور احكام سنگين براي دانشجويان دارد. فردي كه با زير سوال بردن اولين اصل قضاوت يعني بيطرفي پيش از تكميل پرونده دانشجويان اميركبير و در حالي كه خود اذعان ميدارد دانشجويان مسؤوليت مطالب را نپذيرفتهاند، خبر از دخالت آنها در انتشار مطالب موهن ميدهد. اين خبر را در واقع ميتوان مجوزي براي اخذ اعترافات دروغين از دانشجويان تحت فشار تلقي كرد و عجيب اينكه با وجود شكست چنين بازي تكراري و كسالتآوري كه بياثري آن در افكار عمومي بارها امتحان شده، اصرار فراواني به ادامه آن وجود دارد.
علت سركوب دانشگاه:
باتوجه به وجود مراكز متعدد تصميمگيري، تصميمات احساسي و لحظهاي و تضاد منافع كانونهاي قدرت در ايران، به نظر ميرسد سركوب دانشگاهها در راستاي تحقق يكي از سه سناريوي زير باشد:
سناريوي اول؛ انتقام از دانشگاهيان:
انتقادات دانشگاهيان به دولتمردان نهم بارها آنها را خشمگين كرده لذا برخوردهاي صورتگرفته را ميتوان در راستاي انتقامگيري از آنها تلقي كرد. شاهد اين مدعا نيز انتخاب دانشگاه اميركبير به عنوان محل اصلي برخورد و سركوب دانشگاهيان است. اعتراض فراگير دانشجويان اميركبير به احمدينژاد در 20 آذر 1385 از ديد ناظراني كه با روحيه هماوردطلبي و لجبازي كودكانه دولتمردان نهم آشنا هستند، نميتوانست بيپاسخ بماند لذا پروژه انتشار مطالب موهن در دانشگاه اميركبير اجرا شد تا دولتمردان نهم انتقام خويش را گرفته باشند. در واقع هرچند اين هدف كودكانه مينمايد اما از دولتمرداني كه اقداماتي از اين دست رويه آنها شده است، اصلا دور از انتظار نيست.
سناريوي دوم؛ فرار از پاسخگويي:
دولت نهم كه با وعده آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و تأكيد بر عدم دخالت در حوزه خصوصي مردم بر سر كار آمد، امروز در محاصره مطالبات انباشتهشده و متراكم مردمي قرار گرفته كه نهتنها كوچكترين بهبودي در اوضاع اقتصادي خود احساس نميكنند بلكه شاهد برخوردهاي شديد و امنيتي در خصوصيترين زواياي زندگي شخصي خود هستند. مجموعه سياستهاي غلط اقتصادي در كنار باندبازي و فاميلسالاري باعث شده است رشد اقتصادي كشور با وجود افزايش شديد قيمت نفت سير قهقرايي بپيمايد. بهگونهاي كه بر اساس پيشبينيهاي معتبر رشد اقتصادي كشور در سال آينده به رقم 4/6 درصد كاهش مييابد و با پيمودن سيري قهقرايي در سه سال آينده به رقم 3/3 درصد خواهد رسيد. همچنين با افزايش شديد فساد در ميان دولتمردان رتبه سلامت مديران ايراني تنزلي شديد يافته و ايران با سقوطي 15 پلهاي در رتبه جهاني 105 قرار گرفت و دراين ميان افزايش سالانه 500 هزار بيكار در كنار تورم فزاينده مشكلات فراواني را به وجود آورده است. در اين شرايط است كه بسياري معتقد هستند كه حاكمان كه خود را عاجز از حل مشكلات فوق ميبينند به دو اقدام همزمان روي آوردهاند. از يك سو در داخل كشور سركوب منتقدان را دنبال ميكنند كه در اين ميان ميتوان به برخوردهاي صورتگرفته با روزنامهنگاران، فعالان زن، كارگران، معلمان و فعالان سياسي اشاره كرد. لذا برخورد با دانشگاهيان نيز در ادامه پروژه كلان برخورد با منتقدان است كه در سطح عمومي جامعه در حال اجراست و از آنجا كه دانشگاهيان روحيه نقادي بيشتري داشتند، در اين ميان بيشتر مورد هجوم واقع ميشوند. هر چند بايد به اين نكته نيز توجه كرد كه در كنار بحران كارآمدي هراس حاكميت از بحران مشروعيت و بالا گرفتن اعتراضات و رشد نيروهاي جامعه مدني نيز مزيد علت شده است تا حاكمان با شدت بيشتري به سركوب نيروهاي مدني بپردازند.
در عرصه خارجي نيز دولت به تنشزدايي نيست. بيشك يكي از بهترين راههاي فرار از پاسخگويي به مطالبات مردمي و توجيه سركوب كليه منتقدان در همه حكومتهاي ايدئولوژيك، معرفي دشمن خارجي به عنوان مسؤول اوضاع نابسامان جامعه است. در اين حالت دشمن خارجي به گونهاي معرفي ميشود كه با سنگاندازي و توطئه هدفي جز جلوگيري از پيشرفت و ترقي ملل تحت سلطه ندارد. در اين راستا ميتوان به سخنان چندباره و بيضرورت احمدينژاد در مورد اسراييل يا ساير كشورهاي غربي اشاره كرد.
سناريوي سوم؛ سركوب در داخل همراه با چرخش بزرگ در سياست خارجي:
از سوي ديگر اين احتمال نيز وجود دارد كه با توجه به اينكه از سويي مجموعه سياستهاي غلط در عرصه بينالمللي مشكلات فراواني را براي دولتمردان به وجود آورده و آنها را با بنبست مواجه كرده و از سوي ديگر مشكلات داخلي و عدم اقبال عمومي مردم به سياستهاي دولتمردان نهم نيز مزيد بر علت شده است، آنها به فكر چرخشي بزرگ در سياست خارجي بيفتند. سفرهاي خارجي مكرر نمايندگان حاكميت و بهبود رابطه با مصر و آغاز مذاكره با آمريكا را ميتوان در اين راستا ارزيابي كرد.
در داخل نيز پروژههايي مانند برخورد با بدحجابي، اراذل و اوباش و پروژه دانشگاه اميركبير در حال اجراست تا پتانسيل اعتراضي حاميان ايدئولوژيك از مقابل نهاد رياستجمهوري به خيابانهاي سر در دانشگاه اميركبير انتقال يابد. از اين نگاه عقبنشيني در جبهه سياست خارجي بايد با پيشروي در جبهه داخلي همراه باشد تا مرهمي بر زخمهاي حاميان اندك اما ايدئولوژيك حكومت نهاده شود و در اين ميان دانشگاه يكي از بهترين محلهاي پيشروي و بحرانسازي براي آنها است.
اين مساله كه در نهايت كداميك از كانونها و محافل قدرت ميتواند پروژه خود را به پيش ببرد و اينكه در روزهاي آينده شاهد چه نتيجهاي خواهيم بود، سؤالاتي است كه پاسخ به آن به زمان بيشتري نياز دارد.
اين مساله باعث شده است كه اين گروهها بر سر حذف منتقدان با هم توافق داشته باشند و لذا شاهد هجمهاي سنگين به دانشگاههاي كشور هستيم. حافظه تاريخي اين ملت بارها چنين هجمههايي را عليه دانشگاه شاهد بوده است اما دانشگاهيان با وجود هزينههاي فراواني كه پرداختهاند، هيچگاه در برابر اينگونه حملات خاموش نشدهاند و هر بار پرتوان و با انگيزهتر از گذشته راه آزادي و دموكراسي را پيمودهاند و همچنان نيز معتقديم اتحاد و پايداري دانشگاهيان در مقابل اين هجوم همهجانبه در كنار اتحاد نيروها و جنبشهاي تحولخواه در سطح كلان جامعه تنها راه خروج دانشگاه و كشور از دامن بحران كنوني است.
در پايان از كليه اصحاب عرصه اطلاعرساني، اساتيد، روشنفكران و فعالان سياسي و مدني كه در روزهاي سخت جنبش دانشجويي از دانشجويان حمايت كردند، تشكر كرده و حمايت بيدريغ خود را از هشت دانشجوي دربند دانشگاه اميركبير اعلام ميكنيم و معتقديم پروژه اعترافگيري از اين دانشجويان كه با سكوت توأم با رضايت وزارت علوم، همكاري بخشهايي از قوه قضاييه، نيروهاي امنيتي و صحنهگرداني مشاوران جوان در جريان است، پروژهاي نخنما و بيارزش است و حتي انتشار اعترافاتي تحميلشده نيز نميتواند آبروي از دست رفته طراحان اين پروژه را به آنان بازگرداند.
No comments:
Post a Comment